ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ... 

 

    تلنگر کوچکی است "بــــــــــــاران " وقتی فراموش می کنیم  آسمان کجاست

 
 
خوبه که دارمت
 

نمی‌دونم کیا تجربه داشتن داداشی عین داداش من دارن

حالا چه گمنام باشه یا نباشه

واقعا بهترین داداشی هستن و خوب گوش میدن و بهترین مشورت رو میدن و راهنماییت میکنن

تو منطقه نزدیک به خونه ما کلا چهار تا شهید گمنام داریم

که یکیشون نزدیکترینن

انقد نزدیک که با پریدن از دیوار باغ میرسی سر قرار!

تو این گلزار دوازده تا دسته گل داریم، عمو مجتبی هم هست ولی فقطططط داداشی من گل سر سبد خوشنامشون هست

.

.

.

اینجا بوی بهشت میده

حتی تو هوای گرم که از آسمون گرما می‌باره

بازم لذتی داره این گفتگو که هیچ گفتگویی ندارن

بیشتر از نیم ساعته نشستم پیش داداشم ، کلی حرف زدیم

مداحی «آه از دوری جواد مقدم» رو هم با هم گوش دادیم...

راستی داداشم قول داده بزودی با هم بریم زیارت!

خدایااااا مرسی بخاطر وجود نازنین داداشم ...

با صدای بوق ممتد ماشین ،بخودم میام

انگار وقت رفتن و خداحافظی شده

مامان بابا جونم منتظرن

به امید دیدار داداشی



 
  نوشته شده توسط باران در پنجشنبه یکم شهریور ۱۴۰۳

 




 
 
مطالب پیشین
 
 

 

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by baran77s
This Template  By Theme-Designer.Com

 
 

.:: Menu ::.

صفحه ی نخست
پست الکترونیک
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو مطالب
عناوین مطالب وبلاگ
لينك rss
طراح قالب

 

.:: About ::.

بنام خالق جان !
**
من می‌روم
و کلید این خانه دلگیر را
زیر هیچ گلدانی نخواهم گذاشت
دلتنگ که شدی، آمدی نبودم؛ نگرد!
باران، هرگز شبیه آنچه بود
به آسمان بر نمی گردد...

.:: LinkDump ::.

بدترین پسر دنیا
روز های بی خاطره
استاد شعر و ادب"فریدون مشیری"
لیست تمام پیوند ها

.:: Others ::.



.:: Archive ::.

مهر ۱۴۰۳
شهریور ۱۴۰۳
مرداد ۱۴۰۳
خرداد ۱۴۰۳
اردیبهشت ۱۴۰۳
فروردین ۱۴۰۳
دی ۱۴۰۲
آبان ۱۴۰۲
شهریور ۱۴۰۲
تیر ۱۴۰۲
خرداد ۱۴۰۲
اسفند ۱۴۰۱
ادامه ی آرشیو ماهانه