ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ... 

 

    تلنگر کوچکی است "بــــــــــــاران " وقتی فراموش می کنیم  آسمان کجاست

 
 
لیاقت...
 

تو لایق بخشش نبودی

اما من لایق آرامش بودم

پس بخشیدم

تو لایق احترام و ادب نبودی

من نخواستم شخصیت خودمو زیر سوال ببرم

پس در جواب بی احترامی درست برخورد کردم

تو لایق کمک من نبودی

من لایق انسان بودن بودم

پس هرکاری از دستم براومد برات انجام دادم

تو لایق توجه من نبودی

من لایق روح آزاد و قلب سبک بودم

پس ابرازش کردم

تو لایق بودن توی زندگی من و خاطراتم نبودی

من لایق داشتن تجربه های سخت درس گرفتن و قوی شدن بودم

پس خدا تو رو سر راهم گذاشت...



 
  نوشته شده توسط باران در چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۲

 




 
 
مطالب پیشین
 
 

 

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by baran77s
This Template  By Theme-Designer.Com

 
 

.:: Menu ::.

صفحه ی نخست
پست الکترونیک
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو مطالب
عناوین مطالب وبلاگ
لينك rss
طراح قالب

 

.:: About ::.

بنام خالق جان !
**
من می‌روم
و کلید این خانه دلگیر را
زیر هیچ گلدانی نخواهم گذاشت
دلتنگ که شدی، آمدی نبودم؛ نگرد!
باران، هرگز شبیه آنچه بود
به آسمان بر نمی گردد...

.:: LinkDump ::.

بدترین پسر دنیا
روز های بی خاطره
استاد شعر و ادب"فریدون مشیری"
لیست تمام پیوند ها

.:: Others ::.



.:: Archive ::.

مهر ۱۴۰۳
شهریور ۱۴۰۳
مرداد ۱۴۰۳
خرداد ۱۴۰۳
اردیبهشت ۱۴۰۳
فروردین ۱۴۰۳
دی ۱۴۰۲
آبان ۱۴۰۲
شهریور ۱۴۰۲
تیر ۱۴۰۲
خرداد ۱۴۰۲
اسفند ۱۴۰۱
ادامه ی آرشیو ماهانه