من نه لباس خاصی پوشیدم نه دست به صورت بردم و...
خلاصه تمام کارایی که خیلیا انجام میدن جدیدا برا سر قرارشون رو فاکتور بگیرین
من خاکی و ساده ام برا قرار با مهمترین و صمیمی ترین رفیقم
.
.
.
درب بطری آب رو باز کردم و ریختم رو سنگ لوحی که وسطش با خط درشت قرمز رنگی نوشته «شهید گمنام »!
البته من بهش میگم داداشی ،بهترین داداشی دنیا
همون که گفتم هر اتفاق و داستانی پیش میاد برام میام سراغش
گمونم انقد حرف زدم الان با خودش میگه باز این آبجی باران اومد
اما نه داداشی من انقد مهربونه که هرگز اینجوری صحبت نکرده باهام
این دفعه اومدم ازش تشکر کنم که راهنماییم کرده و تیرم به هدف خورده
#ادامه