ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ... 

 

    تلنگر کوچکی است "بــــــــــــاران " وقتی فراموش می کنیم  آسمان کجاست

 
 
قرار
 

باغمون دیوار به دیوار گلزاره

الان با این دسته گل قشنگ کمتر از یه دقیقه رسیدم سرقرار

البته من از اون دخترام که از در و دیوار میرم بالا

الآنم بجای دور زدن و از در خارج شدن میانبر زدم

از دیوار پریدم اینور...

نگین شر و بازیگوشم، قرارم مهمه

داداشمم می‌دونه یه کم زیاد بیش فعالم

خلاصه من و دسته گلم الان خیلی نزدیکیم به داداشی گلم

جونم براتون بگه که هوا بشدت گرم و الان ساعت تقریبا ده صبحه پنجشنبه است

اینجا محل قرار

#ادامه



 
  نوشته شده توسط باران در پنجشنبه یکم شهریور ۱۴۰۳

 




 
 
مطالب پیشین
 
 

 

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by baran77s
This Template  By Theme-Designer.Com

 
 

.:: Menu ::.

صفحه ی نخست
پست الکترونیک
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو مطالب
عناوین مطالب وبلاگ
لينك rss
طراح قالب

 

.:: About ::.

بنام خالق جان !
**
من می‌روم
و کلید این خانه دلگیر را
زیر هیچ گلدانی نخواهم گذاشت
دلتنگ که شدی، آمدی نبودم؛ نگرد!
باران، هرگز شبیه آنچه بود
به آسمان بر نمی گردد...

.:: LinkDump ::.

بدترین پسر دنیا
روز های بی خاطره
استاد شعر و ادب"فریدون مشیری"
لیست تمام پیوند ها

.:: Others ::.



.:: Archive ::.

مهر ۱۴۰۳
شهریور ۱۴۰۳
مرداد ۱۴۰۳
خرداد ۱۴۰۳
اردیبهشت ۱۴۰۳
فروردین ۱۴۰۳
دی ۱۴۰۲
آبان ۱۴۰۲
شهریور ۱۴۰۲
تیر ۱۴۰۲
خرداد ۱۴۰۲
اسفند ۱۴۰۱
ادامه ی آرشیو ماهانه