ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ... 

 

    تلنگر کوچکی است "بــــــــــــاران " وقتی فراموش می کنیم  آسمان کجاست

 
 
درست دیدن
 

حواسمون نیست، راه رو اشتباه داریم می‌ریم، گم می‌شیم،

بغض میاد تو گلومون و چشامون آتیش می‌گیره ...


آدمای زندگیمون رو اشتباه انتخاب می‌کنیم...


هی رو بدی کردناشون چشم می‌بندیم تا اینکه چشم باز می‌کنیم

و می‌بينيم درست روزایی که الان باید باشن، نیستن ...


حسرت نبودنشون اشک می‌شه و شُره می‌کنه از چشامون ...


می‌دونی چی می‌خوام بگم؟!


می‌خوام بگم بعضی وقتا،


اشک تاوانیه که چشما باید بابتِ درست ندیدن بدن ...!

یه روزی هم چشم باز میکنیم میبینم

همه چی تموم شده و ادمای اشتباهی رو خط زدیم

و داریم نفس راحت می کشیم

و لذت میبریم از زندگی!



 
  نوشته شده توسط باران در سه شنبه بیست و هشتم فروردین ۱۴۰۳

 




 
 
مطالب پیشین
 
 

 

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by baran77s
This Template  By Theme-Designer.Com

 
 

.:: Menu ::.

صفحه ی نخست
پست الکترونیک
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو مطالب
عناوین مطالب وبلاگ
لينك rss
طراح قالب

 

.:: About ::.

بنام خالق جان !
**
من می‌روم
و کلید این خانه دلگیر را
زیر هیچ گلدانی نخواهم گذاشت
دلتنگ که شدی، آمدی نبودم؛ نگرد!
باران، هرگز شبیه آنچه بود
به آسمان بر نمی گردد...

.:: LinkDump ::.

بدترین پسر دنیا
روز های بی خاطره
استاد شعر و ادب"فریدون مشیری"
لیست تمام پیوند ها

.:: Others ::.



.:: Archive ::.

مهر ۱۴۰۳
شهریور ۱۴۰۳
مرداد ۱۴۰۳
خرداد ۱۴۰۳
اردیبهشت ۱۴۰۳
فروردین ۱۴۰۳
دی ۱۴۰۲
آبان ۱۴۰۲
شهریور ۱۴۰۲
تیر ۱۴۰۲
خرداد ۱۴۰۲
اسفند ۱۴۰۱
ادامه ی آرشیو ماهانه